محمد مهدى ملايرى

391

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

دلگرم بدارد و ديگر قطعه‌اى دربارهء خراج و اهميت آن و شرائط كسانى كه بايد بر اين امر گمارده شوند . و موارد متعددى كه عامرى به مطالبى از اين عهد استناد جسته در زمينه‌هاى گوناگون و زير عنوانهاى مختلفى است از قبيل : « ادبى كه شاه و فرمانروا بايد خود را بدانها پاىبند سازند » . و « آنچه بر پادشاه عمل بدان در هنگامى كه خطائى از او سر بزند واجب است » . و « چگونگى سياست و بيان انواع حزم و احتياط در آن » . و « تدبيرى كه بدان مىتوان به نهانيها دست يافت » . و « شرح انواع نيكوكاريها » . و « ذكر اسبابى كه از آنها آفتهايى برمىخيزد كه سياست را به فساد مىكشاند و آباديها را به ويرانى مىبرد و رعيت را نادار و ناتوان مىسازد » . و « شعار وزيران و اين‌كه چه كسانى براى وزارت شايستگى دارند و مانند اينها » . و اين هم گفتنى است كه عامرى برخى از قطعه‌ها را زير عنوانهايى ذكر مىكند كه اعجاب وى را از آنها مىرساند . مانند « ادبى نيكو » و « اين سخن درخور آن است كه با آب زر نوشته شود » و « قانونى بزرگ در دورانديشى » و « قانون بزرگ ديگرى در سياست » و از اين قبيل عنوانهاى ستايش‌آميز . و از آنچه ثعالبى از اين عهد پسنديده و نقل كرده يكى گفته‌اى است كه از او دربارهء اين‌كه خراج را در ده قسط بگيرند تا نه تحميلى بر خراج‌گزار باشد و نه حق بيت المال ضايع گردد . و ديگر اين است كه « چون خواستى چيزى به كسى ببخشى آن را به دست خود مده و دستور هم مده كه آن را در حضور تو يا در ديدگاه تو بدهند زيرا اين شيوه كسانى است كه آنچه را مىبخشند بزرگ مىبينند و مىخواهند آن را بنمايانند و اين درخور پادشاهان شايسته نيست . و ديگر اين گفته او است كه « امنيّت خاطر در عامهء مردم حاصل نشود مگر هنگامى كه